امام عصر (ع) در بیان علت تاخير ظهور(پست ثابت)

 

اگر چنان چه شيعيان ما، که خداوند توفيق طاعتشان دهد در راه ايفاي پيماني که بر دوش دارند همدل مي شدند، ميمنت ملاقات ما از ايشان به تاخير نمي افتاد. و سعادت ديدارما زودتر نصيب آنان مي گشت، ديداري بر مبناي شناختي راستين، و صداقتي از آنان نسبت به ما.

منبع: بحار الأنوار، ج‏53، ص: 177

 

----------------------------------------------------------------------------------------------

لینک آخرین مقالات

 

-غیبتی در حضور

-فلسفه حکومت عدل جهانی

-اخلاق پزشکی در اسلام 2

-امواج وای فای ؛ مرگ تدریجی همه ما

-تدابیر فصل تابستان

-سه عرصه ورود جوانان به اقتصاد مقاومتی

-نقش خانواده در شکوفایی اقتصاد مقاومتی

-حافظه و فراموشي از منظر روایات

-ختنه راهی برای مقابله با ایدز

-بهداشت از منظر قرآن کریم

-روانشناسی شخصیت سالم از منظر قرآن کریم

-از بعثت نبوی تا ظهور مهدوی


ادامه لینک در ادامه مطلب


[ شنبه 7 آذر 1394  ] [ 07:40 ب.ظ ] [ آقای علیزاده ]

ولادت

تمــام هستي من خـاک پايتان بانــو
و جــان عالــم هستي فدايتـان بانـــو
جهـان خلاصه سبـزي ز راز خلقت توست و صبــر گوشـه اي از جلـوه هايتان بانــو
کويــر جســم زمين پر شکــوفه مي گردد که مي وزد نفـس دل گشـايتان بانـــو... 
فدک طـلوع دل انگيز ظهــر عاشـوراست و شــرح ساده اي از کربـلايتان بانـــو
شکست خواب خدايان سنگيِ تاريخ به دست خطبه سـبز و رسـايتان بانـــو
به زهد مثل علي، در کمال همچو رسول(ص) شميم فاطـمه دارد وفايتـان بانـــو؛
 هــزار مرتبـه گفتم و باز مي گويم تمــام هستي من خـاک پايتـان بانـــو....

 

پنجم جمادي الاولي ميلاد شخصيت بزرگي است که وجودش در تاريخ، به زن بودن «معنا» بخشيد! تجسمي از شجاعت و صبر بود و معلمي براي پاکدامني؛ نيز الگويي براي پيروان ولايت و رهبري. زاد روز فرخنده او را «روز پرستار» نام نهاده اند و چه مناسبت پرشکوهي! ولادت حضرت زينب سلام الله عليها را به پرستاران کشور عزيزمان ايران اسلامي تبريک مي گوييم.

 

برگ هـايي از زنــدگي عقيـله بنـي هاشـــــــم
اين بانوي بزرگ از اقيانوس علمي مربيان نمونه بشريت بهره برده و در متن رنج‎ها و مرارت‎ها، شخصيتي مستحکم و استوار و شکست‎ناپذير يافت‎
او از مکتب مادرش درس صبر و استقامت، مبارزه و ظلم ستيزي، حرکت و قيام، دفاع از حريم اسلام، دفاع از اصل اصيل امامت و ولايت، حمايت از مکتب شجاعت و شهامت، ايثار و فداکاري و فصاحت و بلاغت آموخت و دانست که آنجا که حيات اسلام و مسلماني در خطر است، بايد همه هستي را فدا کرد. با ازداوج با عبدالله بن جعفر صفحه‎اي ديگر از زندگي اين بزرگوار ورق مي‌خورد. او در ايفاي نقش مادري و تربيت فرزند، نمونه اعلاي روزگار خويش بود. زينب کبري (سلام الله عليها) توانسته بود خانواده خويش را بر اساس معيارهاي الهي چنان ساماني دهد که از هر لحاظ در سطحي متعالي قرار داشته باشد.
حضرت زينب (سلام الله عليها) يک دهه پر محنت را با رنج از دست دادن پدر و پايمال شدن ايده‌هاي آن حضرت در کنار برادرش امام حسن عليه السلام بود. اما ديري نپاييد که شهادت برادر کوله‎بار غم را بر دوش او سنگين‌تر کرد و از او کوه صبر و استقامت ساخت. پس از سپري شدن دوراني از ظلم و جنايت و تحمل تنگناها و فشارهايي که به اهل بيت روا مي‌شد؛ حضرت زينب (سلام الله عليها) به همراه برادرش امام حسين (عليه السلام) راه کربلا را پيش گرفت، و آنچه که تاکنون او را همچون فولاد آب‎ديده نموده بود، دست‎مايه‌اي شد تا مسئوليت بزرگ خود را به انجام رساند و بدين وسيله اسلام را احيا کند. سرانجام در پانزدهم رجب سال 62 هجرت با کوله‎باري از اندوه محنت و رنج و با يادگار گذاشتن درس‌هاي زيادي از صبوري و فداکاري و پاکي دارفاني را وداع گفت.* *عقيله به زني گفته مي شود که در بين خاندان و هم کيشان خود عزيز و گران قدر است.

زينـب، زينـت پـــدر


ادامه مطلب.کلیک کنید


[ پنج شنبه 14 بهمن 1395  ] [ 11:19 ب.ظ ] [ آقای علیزاده ]

در زمستان اگرچه می آمد موج میزد بهار چشمانش/ بسته ویژه به مناسبت 12 بهمن ماه

.

 

وقتي صداي پاي بهمن از کوچه پس کوچه هاي خاطره ها به گوش تو مي رسد. گويي شهيدانند که آمده اند براي بيعت دوباره براي هشدار و تذکر و بيداري . بهمن که از راه مي رسد شهيدان پيمان نامه ي خونين شهادت را براي تجديد امضاي تک تک ما مي آورند تا فراموش نکنيم که باغبان لاله ها امام مهربان بود و سايبان لحظه ها، نگاهش هنوز هم نگران باغمان است. هر بهمن امام است که دوباره بر بال ملائک به ديدارمان مي آيد و کوچه هاي باغمان را پر از نسترن و نيلوفر مي نمايد. گام هايش همه جا ياس مي کارد و گل محمدي به خانه ها هديه مي کند.


بهمـــــــن هميشـــه در راه اســـت...
حضرت امام خميني(ره) در روز ۱۲ بهمن سال ۱۳۵۷ پس از ۱۵ سال تبعيد در ميان استقبال پرشور ميليونها نفر به ايران بازگشت. مردم ايران در 12 بهمن سال 57 حماسه بي سابقه ترين استقبال تاريخ معاصر را رقم زدند استقبال از مردي که نه تنها مرجع و مراد بود، بلکه رهبري بود که نمونه اي از حکومت اسلامي را در نظام جهاني بنيان گذاشت و اين گونه شد که "حق آمد و باطل رفت". در اين نوشتار کوتاه سعي داريم مروري بر اين برگ زرين تاريخ ايران داشته باشيم.

 

مـــروري کوتــــــاه بر وقـايــع روز 12 بهمــــــن؛ از پـاريـــس تــا بهشـــت زهـــــــــرا
 


در ادامه مطلب


[ سه شنبه 12 بهمن 1395  ] [ 10:55 ق.ظ ] [ آقای علیزاده ]

نمی آیی؟

🌺🍃

💫نميدانم چرا گاهي بي‌اختيار از چشمانم اشك مي‌آيد؟
🌟مي‌گويند حساسيت فصلي است!
✨آري! من به فصل فصل دنياي بي‌تو حساسيت دارم...

نمي‌دانم چرا گاهي نمي‌توانم راحت نفس بكشم؟💫
مي‌گويند از آلودگي هواست!🌟
آري! تو كه نيستي هوا خيلي آلوده است...✨

💫و در اين هوا...
🌟نفس كشيدن يعني خفگي...
✨آقا تو كه نباشي حالمان خيلي بد است...

🍁نمی‌آیی؟ 🍁

⚜ اللهم عجل لوليك الفرج ⚜
🍃🌺


ادامه مطلب


[ جمعه 8 بهمن 1395  ] [ 10:49 ق.ظ ] [ آقای علیزاده ]

وصیت نامه شهید امیر حاج امینی

سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان پاک و مخلص او.

بعد از مدت ها کشمکش درونی که هنوز هم آزارم می دهد، برای رهایی از این زجر، به این نتیجه رسیده ام و آن در این جمله خلاصه می شود: خدایا! عاشقم کن.

از این که بنده بد و گنه کار خدایم، سخت شرمنده ام و وقتی یاد گناهانم می افتم، آرزوی مرگ می کنم؛ ولی باز چاره ام نمی شود. به راستی که (ان الانسان لفی خسر) هیچ برگ برنده ای ندارم که رو کنم؛ جز این که دلم را به دو چیز خوش کرده ام؛

یکی این که با این همه گناه، دوباره مرا به سرزمین پاک و اخلاص و صفا و محبت باز گرداند؛ پس لابد دوستم دارد و سر به سرم می گذارد؛ هر چند که چشم دلم کور است و نمی بینم و احساسش نمی کنم؛ اگر چنین نبود، پس چرا مرا به این جا آورد؟

دوم این که قلبی رئوف و مهربان دارم و با همه بدی هایم، بسیار دلسوزم. لحظه ای حاضر به تحمل هر گونه رنجی می شوم؛ بله به این دو چیز دلم را خوش کرده ام.

پس ای پروردگار من! اگر دوستم داری که مرا به این جا آورده ای، پس مرا به آرزویم که… برسان و یا به این خاطر که نمی توانم باعث رنجش کسی شوم، پس بیا و مرا مرنجان و خشنودم کن و مرا با خودت… .

دنیا برای ضعیف نفسان، یک گرداب هلاکت است. اگر لحظه ای به خودمان واگذارده شویم، وای بر ما که دیگر نابودیمان حتمی است. خوشا آن کس که به یاری او، در این گرداب هلاک گردد.

ای حسین!

ای مظلوم کربلا!

ای شفیع لبیک گویان! ندای هل من ناصرت را من نیز لبیک گفتم (به خواست او) شفاعتم کن و مگذار در این گرداب هلاکت هلاک گردم و ای خدا… .

بسیار بد و ضعیفم و در مقابل گناه، یارای مقاومت ندارم؛ زیرا هنوز نشناختمت و حتی در راه شناختت نیز زحمت نکشیده ام؛ زیرا ضعیف و پایبند به این دنیایم و نمی توانم از خوشی ها و آسایش های محض و پوشالی این دنیا دل بکنم و در راه شناختت سختی کشم؛ سختی ای که پر از شیرینی و لذت است؛ ولی افسوس که این سختی و حلاوت نصیبم نمی گردد.

خالقا! تو را به خودت قسم، تو را به پیامبران و امامان زجر کشیده و معصومت قسم، بسیار عاشقم کن.

اگر چنین کنی که از دریای رحمت و کرامتت چیزی کاسته نمی شود و زیانی به تو نمی رسد.

همه آرزویم این است که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم، برسم به آرزویی

اگر چنین کنی، دیگر هیچ نخواهم؛ چون همه چیز دارم. می دانم اگر چنین کنی، از این بند، رهایی یافته و دیگر به سویت پر… .

خدایا! دل شکسته و مهربانم را مرنجان.

تو خود گفتی که به دل شکستگان نزدیکم؛ من نیز دل شکسته دارم.

ای کسانی که این نوشته را یا بهتر بگویم این سوز دلم و این درد دل نمی دانم چه بگویم این تجربه تلخ و یا این وصیت نامه یا این پیام و یا در اصل این خواهش و تقاضای عاجزانه را می خوانید، اگر من به آرزویم رسیدم و دل از این دنیا کندم، بدانید که نالایق ترین بنده ها هم می توانند به خواست او به بالاترین درجات دست یابند؛ البته در این امر شکی نیست؛ ولی بار دیگر به عینه دیده اید که یک بنده گنه کار خدا به آرزویش رسیده است.

یا رب زِ کرم، بر من درویش نگر

هر چند نیَم لایق بخشایش تو

بر حال من خسته دل ریش نگر

حال که به عینه دیدید، شما را به خدا قسم، عاجزانه التماس و استدعا می کنم بیایید و به خاکش بیفتید؛ زار زار گریه کنید و امیدوار به بخشایش و کرمش باشید و با او آشتی کنید؛ زیرا بیش از حد مهربان و بخشنده است. فقط کافی است یک بار از ته دل صدایش کنید؛ دیگر مال خودتان نیستید و مال او می شوید؛ دیگر هر چه می کند، او می کند و هر کجا می برد، او می برد؛ ولی در این راه، آماده و حاضر به تقبل هر گونه سختی و رنج، همانند مظلوم کربلا حسین و پیامدار او زینب باشید؛ هر چند که سختی و رنج های ما در مقایسه با آنها نمی تواند قطره ای در مقابل دریا باشد. بله، خداگونه شدن، مشقات و مصائب دارد.

صلوات


ادامه مطلب


[ یک شنبه 3 بهمن 1395  ] [ 09:53 ب.ظ ] [ آقای علیزاده ]

هاشمی هاشمی ست/علی خضریان

شامگاه یکشنبه 19 دی ماه رسانه های مختلف خبری، خبری را از بیمارستان شهدای تجریش تهران مخابره کردند که به سرعت در رأس خبرهای کشور و جهان قرار گرفت و آن خبر فوت مرحوم آقای اکبر هاشمی رفسنجانی بود.

 

این خبر باعث گردید تا فعالان سیاسی و مسئولان مختلف کشور در پیام ها و اظهارنظرهای گوناگون در خصوص شخصیت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و خدمات ارزنده وی در سال های پیش و پس از انقلاب سخنانی را مطرح نمایند و در این میان رسانه های رسمی کشور نیز به گونه ای همگی در وصف مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی اقدام به مخابره خبر، تحلیل و تصاویر آرشیوی نمودند که انگار هیچ انتقاد و اختلافی میان جریان انقلاب و مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی وجود نداشته، تا آنجا که برخی طلبکارانه نسبت به عدم پرداختن رسانه ها خصوصاً صدا و سیما در سال های اخیر و به ویژه پس از فتنه 88 و عدم حضور این مرحوم در جایگاه نماز جمعه تهران طرح مطلب انتقادی و کنایه‌وار می نمودند.

مرحوم جناب آقای هاشمی رفسنجانی را می بایست با تمام ابعاد و نظرات و اقداماتش مورد تحلیل و بازخوانی قرار داد و فوت ایشان نباید مانع از بازخوانی منصفانه تمام عملکرد و دیدگاه های وی که بعضاً دارای زاویه با اصول اساسی انقلاب، امام و رهبری است، شود که این خود ظلمی بزرگ در حق انقلاب اسلامی و تاریخ این انقلاب می باشد که بسیار مهم تر از شخصیت هایی هستند که اگر آبرو و ارزشی نیز در پیشگاه این ملت دارا می باشند، همه و همه نشأت گرفته از این انقلاب است.

پس بهتر است بجای سانسور بخش هایی از دیدگاه ها و عملکرد مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی، حال که قرار است به عملکرد هاشمی رفسنجانی به بهانه فوت ایشان پرداخته شود- که بازخوانی بخش مهمی از تاریخ انقلاب اسلامی در نشیب و فرازهای گوناگون با وی هم آمیخته شده است- به همه ابعاد زندگی و اقدامات ایشان پرداخته شود تا در محضر افکار عمومی این کشور به مرده پرستی و نفاق متهم نشویم. ضمن آنکه جریان و تفکر انقلاب اسلامی همچنان با جریان تکنوکرات و به قولی لیبرال مسلمان برآمده از تفکر هاشمی رفسنجانی در بخش های متعددی از کشور در حال دست و پنجه نرم کردن و حتی مقابله است که قطع یقین با فوت مرحوم هاشمی رفسنجانی به پایان نخواهد رسید. حال باید از کسانی که معتقدند پس از درگذشت هاشمی رفسنجانی نباید به نقد وی پرداخت، سوال نمود که چگونه بدون بازخوانی دقیق آثار و تبعات تفکرات و اقدامات این مرحوم می توان با آگاهی بخشی عمومی، ظرفیت های اجتماعی را هوشیار نمود و به سمت گفتمان اصیل انقلاب اسلامی رهنمون ساخت؟!


ادامه مطلب


[ شنبه 2 بهمن 1395  ] [ 05:01 ب.ظ ] [ آقای علیزاده ]