امام عصر (ع) در بیان علت تاخير ظهور(پست ثابت)

 

اگر چنان چه شيعيان ما، که خداوند توفيق طاعتشان دهد در راه ايفاي پيماني که بر دوش دارند همدل مي شدند، ميمنت ملاقات ما از ايشان به تاخير نمي افتاد. و سعادت ديدارما زودتر نصيب آنان مي گشت، ديداري بر مبناي شناختي راستين، و صداقتي از آنان نسبت به ما.

منبع: بحار الأنوار، ج‏53، ص: 177

 

----------------------------------------------------------------------------------------------

لینک آخرین مقالات

 

-غیبتی در حضور

-فلسفه حکومت عدل جهانی

-اخلاق پزشکی در اسلام 2

-امواج وای فای ؛ مرگ تدریجی همه ما

-تدابیر فصل تابستان

-سه عرصه ورود جوانان به اقتصاد مقاومتی

-نقش خانواده در شکوفایی اقتصاد مقاومتی

-حافظه و فراموشي از منظر روایات

-ختنه راهی برای مقابله با ایدز

-بهداشت از منظر قرآن کریم

-روانشناسی شخصیت سالم از منظر قرآن کریم

-از بعثت نبوی تا ظهور مهدوی


ادامه لینک در ادامه مطلب


[ شنبه 7 آذر 1394  ] [ 07:40 ب.ظ ] [ آقای علیزاده ]

شرح بیداری دل قسمت اول


🍃شرح بیداری دل
قسمت_اول

🔽می توان از ایام محرم و صفر بهترین بهره ها را در مسیر حرکت به سوی توحید برد، عزاداری و گریه های ما می تواند عاملی برای عرض نیاز به درگاه ملکوتی اهل بیت(علیهم السلام) باشد که ما محتاج آنان هستیم و آنان بی نیاز از ما
کسانی که استغراق تام در توحید دارند خودشان غنی هستند و مُغنی اند.

🔹ایشان به ما نیاز ندارند ما محتاجیم که از آسمان وجود آنان بر ما ببارد. همه گریه های اهل بیت(علیهم السلام) از روی محبت برای اهل توحید بلکه برای تمام عالم بشریت بوده است پس ما باید از این ایام محرم و صفر استفاده کنیم تا ایشان نیم نگاهی به ما کنند.
«اللَّهُمَ وَ الْحَظْنِي بِلَحْظَةٍ مِنْ لَحَظَاتِكَ تَنَوَّرْ بِهَا قَلْبِي‏ بِمَعْرِفَتِكَ خَاصَّةً وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكَ‏»
(بحارالأنوار، ج‏91، ص 96)

🌾صد ملک دل به نیم نظر می توان خرید 
خوبان در این معامله تقصیر می کنند🌾

🔸لحظه ای از لحظات و نگاهی از نگاه های ایشان سازنده است و دل را آباد می کند، وقتی دل آباد شد، ظاهر، باطن، دنیا و آخرت انسان نیز آباد می شود، اما اگر دل خراب باشد هر چه دنیا را هم بسازی، خرابه ای بیش نیست! لذا ظهور امام عصر(علیه السلام)  هم عالم و هم آدم را می سازد:
«وَ اعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلَادَكَ، وَ أَحْيِ‏ بِهِ‏ عِبَادَكَ»(البلد الأمين و الدرع الحصين، ص 83)

🔹تا انسان زنده نشود، کاخ و کوخ ساختن فایده ای ندارد. به قول مرحوم الهی قمشه ای:

🌾خندیم ما دیوانگان بر قصر و کاخ ِ خاکیان   
آن سان که می خندد فلک بر آشیان چلچله🌾

🔸پرستو، با سختی های فراوان و نشاطی غیر قابل توصیف تلاش می کند تا خاک و آبی پیدا کرده، گلی ساخته و از آن لانه ای بسازد. خانه گِلی پرستو کجا و مُلک عظیم لایتناهی عالم آخرت که خدای متعال به زنده دلان عنایت می کند، کجا؟!

🔹آدم خاکی نیز مثل چلچله از خاک و آب خانه می سازد، اما تا زمانی که انسان زنده نباشد همه عالم خرابه است، آبادی این عالم به آبادی دل است. اصلا داستان خلقت، داستان دل آدمی است! دل را برداریم خلقت معنایی نخواهد داشت. به قول علامه طباطبایی(ره):

🌾چه دارد جهان جز دل و مهر یار 
مگر توده هایی ز پندارها🌾

🔸عالم دو چیز دارد: دل و مهر یار! 
اگر این دو را از میان برداریم، عالم پنداری بیش نیست!
دل و مهر یار در محرم به اوج می رسد، محرم کار دل است و با دل سر و کار دارد.

🌾مهر خوبان دل و دین از همه بی پروا برد
رخ شطرنج نبرد آن چه رخ زیبا برد

تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سمک تا به سهایش کشش لیلا برد🌾

قانون عالم، قانون جاذبه و کشش هاست.

🔹همان گونه که در باغ و باغچه می توان هم گل و هم خار کاشت، در دل نیز می توان گل یا خار کاشت، اما خار کاشتن چه فایده و حاصلی دارد؟ در دل باید گل کاشت!

🔸این که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)  فرمودند: 
«الدُّنیَا مَزرِعَۀُ الآخِرَۀِ» دنیا کشت زار آخرت است، آیا مراد از این بیان، باغ و کشتزارهای عالم خاکی است؟ معلوم است که مراد حضرت این نبوده است! بلکه مزرعه خدا، دل های آدمیان است! ببین چه به دلت راه می دهی؟ کدام حرف در دلت بزرگ است؟ آیا حرف خودت یا حرف فلان آقا بزرگ است، یا حرف خدا؟

🔼«کَلِمَۀُ اللهِ هِیَ العُلیَاء» بالاترین کلمه حرف خداست، اگر حرف خدا به دل وارد شد، «هِیَ العُلیَاء» دل بالا می رود، آن قدر بالا که همه جا را فتح می کند و انسان فاتح و فَتّاح می شود، وقتی دل فاتح شد در عالم بیرون هم می توان همه چیز را فتح کرد، این دل است که عالم را فتح می کند. فتح دل یعنی اینکه دل را به دست خدا بدهی.
در این دل می توان کلام خدا را کاشت، می توان مهر کاشت...

استاد معظم حاج شیخ علی فروغی


اللهم عجل لولیک الفرج


[ جمعه 19 آبان 1396  ] [ 11:12 ب.ظ ] [ آقای علیزاده ]

تبلور حيات برتر در صحنه عاشورا

 

「♥️」استاد معظم حاج شیخ علی فروغی

▫️تبلور حيات برتر در صحنه عاشورا 

🔸عاشورا مقصد انسان را تبیین و تفسیر كرده و آن را به ظهور و بروز می رساند. وقتی مقصد آدمى به ظهور رسید، حقیقت انسان و حقیقت حیات انسانی خود را نشان می دهد🍃

◀️یعنی در عاشورا حیات برتر انسان تببین می شود؛ عالی ترین حیات و زندگی که انسان باید وارد آن شود و آن را پیدا کند، در صحنه عاشورا تجسم پیدا کرده است▪️

▫️لذا در زیارت عاشورا مي خوانيم: 
"اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد" (بحار الأنوار، ج‏98، ص 292)▫️

▪️ در زیارت عاشورا اصل حاجت انسان بیان شده است. انسان بعد از اینکه غرق مصیبت شد، می گوید آن حیاتی را که به اهل_بیت (علیهم السلام) داده اي آن حیات را می خواهم؛ یعنی حیات انسان در آنجا تفسیر شده است.
در تعقیبات نماز نیز وارد شده: "اللَّهُمَّ أَحْيِنِي عَلَى مَا اَحیَیتَ عَلَيْهِ عَلِّیَ بْنَ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام) وَ أَمِتْنِي عَلَى مَا مَاتَ عَلَيْهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام )" (كامل الزيارات، ص 45) 

🔸یعنی از اول صبح که برای حیات مادی و طبیعی خود فعالیت جدید و عمل تازه ای شروع می کنی از همان ابتدا باید به حیات اصیل و برتر انسانی نیز توجه داشته باشی


ادامه مطلب


[ شنبه 22 مهر 1396  ] [ 06:37 ب.ظ ] [ آقای علیزاده ]

جاری شذن در پرتو ولایت 🍁

「♥️」استاد معظم حاج شیخ علی فروغی

🍃جاری شدن در پرتو ولایت

🔽انسانیت که در وجود انسان رشد کرد، انسان مثل رود جاری می شود و این محبت است که انسان را جاری می کند. 

🔹تا زمانی که محبت سراغ انسان نیامده، انسان مثل سنگ است؛ یعنی قلبش پر از قساوت است و هیچ خیری از او جاری نمی شود. 

🔸زندگی انسان در این جهان یا خیر است یا شر و حد وسطی ندارد. انسان یا به سمت کمال می رود که در این صورت زندگی اش خیر است و اگر  رو به کمال نمی رود شر است. 

🔹اما گاهی به مرتبه ای می رسد که شر بودن زندگی اش را نمی بیند و درک نمی کند. 

🔸خداوند به انسان اجازه داده در تمام مراحل زندگی خودش مسیر را انتخاب کند. 

🔹سعی کن امیرالمؤمنین(علیه السلام) را انتخاب کنی، نه این که هر روز معبودی برای خود بتراشی و چند روز بعد آن را بشکنی و سراغ دیگری بروی! 

🔸لذا خداوند در قرآن بشر را مذمت کرده و می فرماید: "أَتَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ"(صافات،95) 
آیا چیزی را که با دستتان می تراشید می پرستید؟! 

🔹اینجاست که این سؤال برای انسان ایجاد می شود که مرجع انسان در جهان کجا باید باشد و قلب او باید به کجا رجوع کرده و از کجا تغذیه شود؟ 

🔸امیرالمؤمنین(علیه السلام) پاسخ این سؤال را می دهد و می فرماید: 
«وَ رِدُوهُمْ وُرُودَ الْهِيمِ الْعِطَاش»‏(نهج البلاغه، ص 120)
مرجع، ما هستیم.

🔹"هیم" به معنای شتر است و "هیم العطاش" به معنای شتری است که دچار بیماری استسقا شده و هر چه آب می خورد سیراب نمی شود. این شتر وقتی چشمش به چشمه می افتد، با تمام وجود به سمتش می دود. 
حضرت می فرماید: نسبت به حقیقت باید این گونه باشید و تشنه حقیقت باشید و هر لحظه در پی خوردن از چشمه حقیقت باشید.

🔼ما جام خیال را سر کشیده ایم و خبر از جام حقیقت نداریم.




اللهم عجل لولیک الفرج


[ پنج شنبه 23 شهریور 1396  ] [ 02:06 ب.ظ ] [ آقای علیزاده ]

شجره طیبه

شجره طیبه

 

「♥️」استاد معظم حاج شیخ علی فروغی

🍃شجره طیبه

🔽دلیل این که نام انبیاء(علیهم السلام)، علما و بزرگان در عالم همیشه زنده است، اینست که شجره طیبه شده اند، لذا همیشه میوه می دهند.
﴿شَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي اَلسَّماءِ* تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها﴾(ابراهيم‏،24و 25)
درخت پاکیزه‌ای که ریشه آن (در زمین) ثابت، و شاخه آن در آسمان است. هر زمان میوه خود را به اذن پروردگارش می‌دهد.

🔹انسان باید ثمره وجودش، شجره طیبه طوبی شود و الا اگر این گونه نشد به هیچ کجا نرسیده و گرفتار خسارت و بی حاصلی شده است.

🔸در این دنیا بیچاره است ولی نمی فهمد اما در عالم آخرت ظهور می کند و از این خسارت آتش حسرتی بوجود می آید که او را می سوزاند
﴿أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ اَلْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ اَلْأَمْرُ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ﴾(مريم‏،39) 
آنان را از روز حسرت [روز رستاخیز که برای همه مایه تأسف است‌] بترسان، در آن هنگام که همه چیز پایان می‌یابد و آنها در غفلتند!

اگر می خواهی به حقیقت برسی باید به دنبال حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) حرکت کنی، در این هنگام است که انسان شجره #طیبه طوبی می شود: 
﴿لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِيراً﴾ (احزاب‏،21) 
مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‌کنند.

🔸اما این راه را باید با محبت رفت تا حبیب الله شد و الا تبعیتی که از سر اکراه باشد و میل قلبی در آن نباشد انسان را وارد حوزه محبت الهی نکرده و به خیر کثیر نمی رساند. 

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشـمنی برکن که رنـج بی‌شـمار آرد




اللهم عجل لولیک الفرج


[ سه شنبه 24 مرداد 1396  ] [ 02:55 ب.ظ ] [ آقای علیزاده ]

جایگاه محبت در سیر معنوی


🍃جایگاه محبت در سیر معنوی

🔽مسیر تعالی انسان حد یقف نداشته و مقصد لایتناهی است.
﴿أَنَّ إِلى رَبِّكَ اَلْمُنْتَهى﴾(نجم،42)  
قطعا منتهی و غایت همه امور به سوی پروردگارت منتهی می‌گردد؟!

🔸﴿إِنَّ إِلى رَبِّكَ اَلرُّجْعى﴾(علق،8)   
به یقین بازگشت (همه) به سوی پروردگار تو است!

🔹انتها و نهایت رجوع انسان به سوی خداست و  از آنجا که خدای متعال لایتناهی است، نهایت سیر انسان نیز لایتناهی خواهد بود.
لذا در این مسیر بی انتها انسان هر اندازه که در توان دارد می تواند پیش رود.

🔸اما پیمودن این راه بی نهایت، سختی های بسیاری دارد.
اگر بخواهیم راه لقاءالله که غایت حرکت انسانی است را آسان و در کمترین مدت ممکن سیر کنیم، لازم است با مراقبت شدید از اعمال و رفتارمان نسبت به حقیقت، محبت پیدا کنیم. 

🔹هراندازه که مراقبت نسبت به اعمال و رفتار شدیدتر شود، غنچه محبت در دل انسان جوانه زده و رشد می کند و وقتی گل های محبت در بوستان جان آدمی سر بر آوردند، پیمودن راه بی نهایت لقاءالله برای انسان، راحت تر و سریع تر می شود.
  
🔸این که در کلام بزرگان نقل شده که فرموده اند: 
«النبى و الأئمة عليهم السلام كلّهم أبواب الجنان لكنّ باب الحسين أوسع و كلّهم سفن النجاة لكنّ سفينة الحسين مجراها فى اللجج الغامرة أسرع و مرساها على السواحل المنجية أيسر و كلّهم مصابيح الهدى لكنّ الاستضاءة بنور الحسين أكثر و أوسع و كلّهم كهوف حصينة لكنّ منهاج كهف الحسين أسمح و أسهل»(خصائص الحسینیه، ص14)
پيامبر(صلى الله عليه و آله) و ائمّه(عليهم السلام) همگى درهاى بهشت اند امّا درِ حسين(عليه السلام) گشوده تر است. همگى كشتى نجات اند امّا كشتى حسين(عليه السلام) در ميان امواج توفان هاى شديد، پُرشتاب تر و پهلو گرفتنش در ساحل هاى نجات، آسان تر است. 

🔹
همگى چراغ هدايت اند امّا پرتو گرفتن از نور حسين(عليه السلام)، بيشتر و وسيع تر است. همگى پناهگاه هاى مستحكم اند امّا راه رسيدن به پناهگاه حسين(عليه السلام) هموارتر و آسان تر است. 
  
🔸
این بیان بخاطر محبت خاصی است که نسبت به ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) در دل سالکین و افراد بشر جای گرفته است و به همین دلیل موجب سرعت یافتن در سیر می شود.

🔹
از این جا دلیل کلام آیت الله قاضی(ره) روشن می شود که فرمود: 
«من هر چه دارم از دو چیز است: 
یکی تلاوت قرآن، دیگری زیارت عاشورا و توسل»

محبت صادقانه به اهل ولایت تمام گره های کور مسیر تعالی را می گشاید و انسان را به مقاماتی می رساند که با حساب عقل بشر رسیدن به آن ها محال خواهد بود. 
پس ای برادر در مسیر تحصیل محبت بکوش !

🌾
عشق بورز ای پسر، در ره عشق باز سر
کشته عشق دوست را، تازه حیات می رسد

 

استاد شیخ علی فروغی




ادامه مطلب


[ پنج شنبه 29 تیر 1396  ] [ 06:06 ق.ظ ] [ آقای علیزاده ]

حکایت "أین عمّار، أین ابن تیهان، أین ذُو الشهادتین؟" گفتن حضرت علی (ع)

أین عمّار، أین ابن تیهان، أین ذُو الشهادتین؟

حکایت عمار یاسر گفتن های علی ابن ابیطالب تکان دهنده است.حکایت عمار یاسر و نقشی که رهبر انقلاب برای خواص ترسیم کردند؛ یادآور برهه ای تاریخی است؛ زمانی که علی(ع) در مصدر حکومت بود و با صلابت لب به سخن می گشود؛ اما در عین حال جای خالی عمار یاسرها و ابن تیهان ها و ذوالشهادتین ها را نیز در کنار خود احساس می کرد و این همه را به صحابه گوشزد می نمود تا بدانند در جایگاهی که می بایست در دفاع از ولایت قرار بگیرند، قرار نگرفته اند.رهبر انقلاب مکررا در خصوص تطابق شرایط کنونی با زمان امیرالمومنین(ع) سخن گفتند. ایشان در دیدار با مردم قم در سالگرد قیام 19 خرداد فرمودند:«ببینید در جنگ صفین، امیرالمؤمنین در مقابل کفار که قرار نداشت؛ جبهه‌‌‌‌ی مقابل امیرالمؤمنین جبهه‌‌‌‌‌ای بودند که نماز هم میخواندند، قرآن هم میخواندند، ظواهر در آنها محفوظ بود؛ خیلی سخت بود.کی باید اینجا روشنگری کند و حقائق را به مردم نشان دهد؟ بعضی ها حقیقتاً متزلزل میشدند. تاریخ جنگ صفین را که انسان میخواند، دلش می لرزد. در این صف عظیمی که امیرالمؤمنین به عنوان لشکریان راه انداخته بود و تا آن منطقه ی حساس - در شامات - در مقابل معاویه قرار گرفته بود، تزلزل اتفاق می‌‌‌افتاد؛ بارها این اتفاق افتاد؛ چند ماه هم قضایا طول کشید. یک وقت خبر می‌‌‌‌آوردند که در فلان جبهه، یک نفری شبهه ای برایش پیدا شده است؛ شروع کرده است به اینکه آقا ما چرا داریم میجنگیم؟ چه فایده دارد؟ چه، چه.»

ایشان همچنین ادامه دادند:«اینجا اصحاب امیرالمؤمنین - یعنی در واقع اصحاب خاص و خالصی که از اول اسلام با امیرالمؤمنین همراه بودند و از امیرالمؤمنین جدا نشدند - جلو می‌‌افتادند؛ از جمله جناب عمار یاسر (سلام اللَّه علیه) که مهمترین کار را ایشان میکرد. یکی از دفعات عمار یاسر - ظاهراً عمار بود - استدلال کرد. ببینید چه استدلالهائی است که انسان میتواند همیشه اینها را به عنوان استدلالهای زنده در دست داشته باشد. ایشان دید یک عده‌‌‌‌ای دچار شبهه شده‌‌‌‌اند؛ خودش را رساند آنجا، سخنرانی کرد.»

رهبر انقلاب با اشاره به مواضع انقلابی عمار یاسر افزودند:«یکی از حرفهای او در این سخنرانی این بود که گفت: این پرچمی که شما در جبهه‌‌‌‌ی مقابل می‌‌‌‌بینید، این پرچم را من در روز احد و بدر در مقابل رسول خدا دیدم - پرچم بنی امیه - زیر این پرچم، همان کسانی آن روز ایستاده بودند که امروز هم ایستاده اند؛ معاویه و عمروعاص. در جنگ احد، هم معاویه، هم عمروعاص و دیگر سران بنی امیه در مقابل پیغمبر قرار داشتند؛ پرچم هم پرچم بنی‌‌‌‌‌‌امیه بود. گفت: اینهائی که شما می بینید در زیر این پرچم، آن طرف ایستاده‌‌‌‌اند، همینها زیر همین پرچم در مقابل پیغمبر ایستاده بودند و من این را به چشم خودم دیدم.این طرفی که امیرالمؤمنین هست، همین پرچمی که امروز امیرالمؤمنین دارد - یعنی پرچم بنی‌‌‌‌‌هاشم - آن روز هم در جنگ بدر و احد بود و همین کسانی که امروز زیرش ایستاده‌‌‌‌‌اند، یعنی علی‌‌بن‌‌‌ابی‌‌طالب و یارانش، آن روز هم زیر همین پرچم ایستاده بودند. از این علامت بهتر؟ ببینید چه علامت خوبی است. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند، در یک جبهه. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند در جبهه‌‌‌‌‌ی دیگر، در جبهه‌‌‌‌‌ی مقابل. فرقش این است که آن روز آنها ادعا میکردند و معترف بودند و افتخار میکردند که کافرند، امروز همانها زیر آن پرچم ادعا میکنند که مسلمند و طرفدار قرآن و پیغمبرند؛ اما آدمها همان آدمهایند، پرچم هم همان پرچم است. خوب، اینها بصیرت است. اینقدر که ما عرض میکنیم بصیرت بصیرت، یعنی این.»

عبارت "این عمارِ" رهبر انقلاب در جریانات بعد از انتخابات فراگیر شد تا خواص بدانند نقشی که می بایست ایفا کنند، نقشی است که در شخصیت عمار یاسر و صراحت های او در تبیین مسائل تبلور پیدا کرده است.بیان "این عمار" یادآور وقایعی تاریخی است. آنجا که علی(ع) با نام بردن از عمار یاسر، ابن تیهان و ذوالشهادتین از کم کاری خواص گلایه کرد.

...می گویند آخرین خطبه حضرت قبل از شهادت بوده است. خطبه ای که حکایت از یک سینه داغ و غصه داشت و خواصی که نشناختند علی را و نفهمیدند عظمت ولایت را و خویشتن را بر حقایق و رأی امام مقدم داشتند؛ علی از جهاد می گفت و آنان مشغول دنیایشان بودند و مشغول سیاست بازی هایشان. فکر و ذکرشان تنها منافع سیاسی شان بود؛ حاضر نمی شدند از خود هزینه کنند. سپر امام نبودند، گاه اگر فرصتی می شد تنها به تایید امام و تصمیمات او بسنده می کردند! شاید اگر ولایتمداران امروز، در کوفه زمان علی ابن ابیطالب حضور داشتند، وضع به گونه ای دیگر رقم می خورد؛ اما آن روز غربت علی وصف ناشدنی بود.حکایت عمار یاسر گفتن های علی ابن ابیطالب تکان دهنده است. کسی در اوج قدرت و این گونه سخن گفتن:

ما ضَرَّ اِخوانُنَا الَّذینَ سَفِکَت دِماؤُهُم و هُم بِصفّین الا یَکونوا الیَوم اَحیاء،
برادران ما که خونشان در صفین ریخته شد ضرر نکردند که اگر امروز زنده بودند،

یَسیغونَ الغَصَص و یَشربونَ الرنق
خوراکشان غم و غصه و نوشیدنی شان اندوه می شد

قَد والله لَقوا الله فَوَفاهم اُجورَهم واحلهم دارَ الامن بَعد خَوفهم
قسم به خدا در حالی خدا را ملاقات کردند که خدا اجرشان را به تمامی داد و بعد خوف آنها را ایمن گرداند

أینَ إخوانِیَ الّذینَ رَکِبوا الطَّریق ، وَ مَضَوا عَلی الحَقّ ؟
کجایند برادران من که راه حق را رفتند؟

أین عمّار، أین ابن تیهان، أین ذُو الشهادتین؟
عمار کجاست؟ ابن تیهان کجاست؟ ذوالشهادتین کجاست؟

أین نُظرائُهم مِن إخوانِهمُ الذینَ تَعاقَدُوا عَلی المُنیة و أبْردَ بِرؤوسِهم إلی الفَجَرة؟
و کجایند مثل عمار، مثل ابن تیهان، مثل ذوالشهادتین که در راه حق با هم عهد بستند و سرهایشان را برای ستمگران فرستادند؟
ثُمَّ ضَرَب علیه السلام بِیَدِهِ عَلی لِحیَتِهِ الشَّریفة الکریمة ، فَأطالَ البُکاء 
حضرت به اینجا که رسید به صورت خود زد و گریه ای طولانی کرد

ثم قالَ علیه السلام :

اوه عَلی اِخوانی الَّذینَ تَلوا القُرآن فاحکُموه
آه از آن بردارانم که قرآن را خواندند و آن را حَکَم قرار دادند

وَ تَدبروا الفُرَضَ فاقامُوه
در واجبات اندیشیدند و با معرفت آن را برپا داشتند

اَحیُوا السُّنَّه و اَماتُوا البِدعه 
سنت ها را احیاء کردند و بدعت ها را میراندند

دُعُوا لِلجهاد فَاجابوا 
به جهاد دعوت شدند و آن را اجابت کردند

وَ وُثقوا بِالقائد فَاتبعوه
و به قائد و راهنمای خویش ایمان داشتند و از او تبعیت کردند
ثُمَّ نادی بِاَعلی صوته : الجهاد الجهاد عبادَ اللَّه، ألا و إنّی مُعسکرٌ فی یومی هذا، فَمَن أراد الرَّواح إلی اللَّه فَلْیَخرجُ

سپس با صدای بلند فرمود: جهاد! جهاد! ای بندگان خدا! که امروز من آماده ام و هر که قصد خروج الی الله دارد با من بیاید...
اکنون اما اگر چه سخن از همان رسالت عمار است اما قطعا شرایط با آن روزها تفاوت دارد. اینجا دیگر کوفه نیست. و این تحقق همان نگاه روشن امام است که بسیجیانش را برتر از اصحاب علی(ع) و سیدالشهدا(ع) می دانست.امروز اگر چه صحنه، صحنه صفین است و حقایقی ناگفته مانده است؛ اما بسیارند کسانی که در دفاع از حریم ولایت جان بسپارند و انگار حماسه 9 دی تجلی همین معنا بود؛ تجلی بیعتی دوباره با آرمان ها و نظام.اکنون سخنان رهبر انقلاب اتمام حجتی است برای خواصی که هنوز عقب تر از مردم و دانشجویان و طلاب حرکت می کنند؛ آنان که هنوز با تردید سخن می گویند و عماروار به مواجهه با جبهه باطل نمی شتابند. علی امروز به اندازه کافی یاور دارد اما کلامش اتمام حجتی است که در آینه آن می توان دلسوزی برای خواص را دید. و امروز روزی است که همه باید عمار باشند...


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 8 تیر 1396  ] [ 10:29 ق.ظ ] [ آقای علیزاده ]

گرامی باد

.

سالروز شهادت شهید بهشتی و 72 تن از انقلابیون به دست منافقینی که برخی ها میخواهند آنان را قدیس و شهید معرفی کنند

گرامی باد

"نگذاریم جای شهید و جلاد عوض شود"




اللهم عجل لولیک الفرج 🍁


[ چهارشنبه 7 تیر 1396  ] [ 09:42 ب.ظ ] [ آقای علیزاده ]